ورود بدون آزمون پزشکان خانواده به دوره های دستیاری
از رویا تا واقعیت
یکی داستان است پر از آب چشم!!!
اولین بار در مراسم روز پزشک سال 1386 از زبان باقری لنکرنی وزیر بهداشت دولت نهم شنیده شد که پزشکان خانواده با سه سال فعالیت مستمر همراه با رضایتمندی مدیران دانشگاه بدون آزمون وارد دوره های دستیاری می گردند این موضوع زمانی مطرح گردیده بود که از شروع طرح حدودا دو سال می گذشت زمانی که موقع اجرا فرا رسید یعنی تابستان 1387 داستان تازه ای ساخته شد پزشکان خانواده با سه سال سابقه کار باید دو سال هم در دوره پودمانی از طریق اینترنت شرکت کرده و سپس وارد دوره دستیاری گردند!!
از طریق مجاری غیر رسمی و شایعه پرس وزارتخانه داستانهای دیگری هم نقل شد مثلا اینکه از سال 1388 سهمیه مازاد نه به پزشکان ستادی مرکز نشین که به پزشکان بیمه روستایی که در نقاط دور افتاده مشغول خدمت رسانی هستند تعلق خواهد گرفت .
باز هم به زمان ثبت نام رسیدیم در دفترچه آزمون سی و هفتم تنها گروهی که در سهمیه های گو ناگون از محروم و مازاد محروم و ارتش و ..... تا رزمندگان و شاهد ، نامی از آن برده نشده است همان پزشکان خانواده هستند که در خط مقدم خدمت رسانی سیستم سلامت هستند و حتی وظایف بهورزان را نیز به دوش می کشند.
پزشکانی که اغلب دور از خانواده و در شرایط سخت روستا مشغول کارند و دریافتی آنها نصف دریافتی پزشکان تامین اجتماعی است که در هر ساعت فقط 12 بیمار ویزیت می کنند و آنهم در محیط شهری و بدون کسورات ، چرا کسی به فکر این پزشکان نیست چرا تقریبا شش هزار پزشک که در روستاها رها شده اند متولی مشخصی ندارند وزارت رفاه از یک طرف و دانشگاه و ستاد از طرف دیگر تمام سعی و تلاششان بالا بردن کسورات است و بس !!!
هر سال به امید واهی دستیاری بدون آزمون و یا سهمیه مازاد اینان هر شب خواب خوش می بینند و تصمیم گیرنده های ستادی تمام امتیازات را برای خود می خواهند. هم استخدام باشند هم ماموریت آموزشی بگیرند هم سهمیه مازاد برای آنان باشد تمام امتیازات برای یک گروه خاص!!
مکانیسمی تعریف نگردیده تا صدای این پزشکان روستا نشین را به مدیران وزارتخانه ای برساند گروه بزرگی از پزشکان عمومی عملا رها شده اند نه استخدام هستند نه فکری برای ادامه تحصیلشان حتی در رشته پزشک خانواده شده و نه حتی میزان دستمزد دریافتی شان حد اقل به میزان نرخ تورم رسمی تعریف شده افزایش یافته و این یعنی کاهش قدرت خرید و فقیر تر شدن برای شش هزار خانواده این پزشکان !!!
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون اید از سینه
راویان قصه های رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار می خواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غاز
چشم می مالیم و می گوییم : آنک ، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس
وای ، وای ، افسوس







